كلبه تنهائي من

میدونی دختر !! دلم نیومد ننویسم که نوشته بودی وقت غمها با هم بودیم نه شادی ها .. اما میدونی ؟ دلم میخواست که امشب سر بگذارم رو همون دو تا پا که یه روزی روشون یه عالمه باریدم .. من هنوزم اون دو تا دست برام یه چیز دیگه اس .. درسته دنیاهامون فرق کرده درسته هنوزه که هنوزه بابت تمام چیزایی که تو از بهمن ماه پارسال میدونستی و یه عالمه دیر گفتی دلگیرم . اما هنوز دوستت دارم و یه عالم دلم تنگه .. تا حالا این همه بی خبر نبودیم !! از سب تولد تو تا نمیدونم کی ...
نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط Hosein Yazdnia نظرات () |


Design By : Night Skin