كلبه تنهائي من

تقدیم به تو

داشتم با روانویسم می نوشتم که جوهرش تموم شد منم بلا فاصله انداختمش توی سطل زباله

یک چند سا عتی گذشت نگام به سطل آشغال افتاد چهره معصومش رو دیدم گفت بی معرفت من

رو یادت رفته توی چه لحظه هایی با تو و برای تو نوشتم برداشتمش تمیزش کردم گذاشتمش توی

کشو. یادم به رفتار خودمون با هم افتادم راستی ما ادمها تا با هم کار داشته باشیم برای هم میمیریم

تورخدا نگو من این طوری نیستم اونی هم که خیلی ادعات میشه دوستش داری فقط برای رفع نیازهای

عاطفی دنبالشی هر کی از طرف مقابلش یه انتظاری داره یکم فکر کنید ..........................

تنها کسی که هیج توقعی نداره واقعاً نداره هیچ و هیچ انتظاری .......... ذات یگانه حق هست

نوشته شده در پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط Hosein Yazdnia نظرات () |


Design By : Night Skin